آیا اعتراضات در امریکا ادامه خواهد داشت؟
|
آثار اقتصادی بحران مالی جهانی و به ویژه مشکلات ناشی از بیکاری، رکود اقتصادی، فقر و شکاف طبقاتی و نیز مجموعهای از تصمیمهای دولت آمریکا برای دریافت مالیات بیشتر، تحرکاتی را در اقشاری از جامعهی آمریکا ایجاد کرد که آن چه به عنوان جنبش «وال استریت» معروف شد نیز نتیجهی همین مشکلات اقتصادی است. هرچند این اعتراضها هدف مشخصی ندارد و فاقد رهبر است، اما با این حال نشان از اعتراض گروهی از مردم دارد که سیاستگذاران آمریکایی را به سمت برخی تجدید نظرها رهنمون خواهد ساخت. این اعتراضها در اصل بر اساس مسایل اجتماعی اقتصادی (نابرابری درآمدها، قدرت و نفوذ بالای شرکتها و ثروتنمدان در دولت) شکل گرفته و هدف آن براندازی حکومت و یا از بین بردن نظام سرمایهداری نیست. به نظر میرسد این جنبش حداقل در این مرحله، دارای تأثیر قابل توجهی بر بازارهای مالی نبوده و تنها به نوعی بیان اعتراضهای مردم از راه تجمعها و شعارنویسیها میباشد که افراد از طیفهای مختلف در آن حضور دارند. این جنبش در مدتی کوتاه و با ایفای نقش اصلی توسط شبکههای اجتماعی و اینترنت گسترش یافت. هر چند اگر این اعتراضها ادامه پیدا کند و در ماههای آینده قدرت آن بیشتر شود و تقاضاهای آنها مشخص شود، ممکن است تأثیراتی بر بازارهای مالی نیز داشته باشد.
ممکن است تا زمانی که رونق اقتصاد جهانی آغاز گردد و بیکاری کاهش یابد و وضعیت معیشتی مردم بهتر شود، تجمعها و اعتراضها ادامه یابد ولی دامنهی اعتراضهای فعلی آن قدر نیست که به ایجاد لطمه به ساختار حکومت آمریکا منجر شود و یا این که بازاهای مالی آمریکا را تضعیف نماید. اگر در ماههای آینده با ایجاد ثبات در منطقهی عربی، قیمت نفت کاهش پیدا کند، ممکن است رشد اقتصاد جهانی افزایش یابد و اوضاع متفاوت گردد. البته مبالغی که برای ایجاد اشتغال در آمریکا خرج خواهد شد و سایر سیاستهایی که برای مالیات و بیمههای خدمات درمانی اتخاذ میگردد نیز در این روند تأثیرگذار خواهد بود.
ولی موضوعی که محتملتر به نظر میرسد این است که وقوع چنین اعتراضهایی به تسریع و تشدید سیاستهای مداخله جویانهی دولت ایالات متحده در اقتصاد این کشور خواهد انجامید. همچنین باید به این نکته نیز توجه نمود که امروز قدرت بالای مؤسسههای مالی در تأثیرگذاری بر تصمیمهای سیاستمداران آمریکا موضوع مهمی است که نیاز به تدبیر جدی دارد. به همین دلیل است که حتی چنین اعتراضهایی که از نظر علمی و فلسفی نیز پشتوانهی قوی ندارند، وال استریت را نشانه گرفتهاند و مؤسسههای مالی و شرکتهای بزرگ آمریکا را عامل بدبختی خود میدانند. همان شرکتهایی که دولت آمریکا برای نجات آنها از بحران مالی میلیاردها دلار خرج کرده است و بار آن بر دوش مالیات دهندگان افتاده است.
تا زمانی که رونق اقتصاد جهانی آغاز گردد و بیکاری کاهش یابد و وضعیت معیشتی مردم بهتر شود، تجمعها و اعتراضها ادامه یابد ولی دامنهی اعتراضهای فعلی آن قدر نیست که به ایجاد لطمه به ساختار حکومت آمریکا منجر شود و یا بازاهای مالی آمریکا را تضعیف نماید. اگر در ماههای آینده با ایجاد ثبات در منطقهی عربی، قیمت نفت کاهش پیدا کند، ممکن است رشد اقتصاد جهانی افزایش یابد و اوضاع متفاوت گردد. البته مبالغی که برای ایجاد اشتغال در آمریکا خرج خواهد شد و سایر سیاستهایی که برای مالیات و بیمههای خدمات درمانی اتخاذ میگردد نیز در این روند تأثیرگذار خواهد بود. البته طرح نجات دولت آمریکا صرفاً به نفع سهامداران نیست، بلکه به نفع مشتریان بانک (شامل سپردهگذاران و وامگیرندگان) نیز میباشد ولی هنگامی که مشخص میشود نابسامانی ایجاد شده به علت فساد، ارتشا، اشتباه و مواردی از این دست است، اعتراض مردم این است که چرا ما باید هزینهی این مسایل را بپردازیم. نفوذ بالای مؤسسههای مالی آنها را در حاشیهی امن و به دور از نظارت قرار میدهد و احتمال تحقق سوء استفادهی مالی را نیز بیشتر میکند.
جنبش وال استریت
وال استریت را اشغال کنید، (OWS) یک مجموعه تظاهراتهای دنبالهدار در نیویورک و در محدودهی «پارک زاکوتی» و ناحیهی مالی وال استریت است. اعتراض توسط گروه عملگرای ـ موسوم به ـ «ادبوسترز» آغاز شد. بنیاد رسانهی ادبوسترز[1] یک سازمان غیرانتفاعی ضدمصرفگرایی[2] و طرفدار محیط[3]است که در سال 1989م. در ونکور کانادا تأسیس گردید.
این سازمان خود را به عنوان شبکهی جهانی هنرمندان، عملگراها، نویسندگان، پرانکسترها (کسانی که جک و سایر کارهای خندهدار انجام میدهند)، دانشجویان، معلمان و کارآفرینان، که میخواهند در تحولات اجتماعی عصر اطلاعات پیشرو باشند، معرفی میکند. ویژگی خاص آنها ضد سرمایهداری بودنشان است. این بنیاد نشریهای با تیراژ جهانی 120 هزار نسخه برای به چالش کشیدن مصرفگرایی[4] منتشر مینماید. این بنیاد چندین مبارزهی تبلیغاتی را نیز راهاندازی کرده است:
* روز هیچ چیزی نخرید: Buy Nothing Day
* هفتهی تلویزیون خاموش: TV Turnoff Week
* وال استریت را اشغال کنید.
گروه رسانهای ادبوسترز به انجام تبلیغات مسخرهآمیز و طنز برای دستانداختن تبلیغات افراد و شرکتها معروف هستند. آنها در اصل به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی، حرص شرکتها، قدرت و نفوذ شرکتها بر روی دولتها (به ویژه در بخش خدمات مالی) و لابیگری اعتراض میکنند. آنها اعتراض خود را به این شکل بیان میکنند که «ما 99 درصد هستیم»، تا به نابرابری درآمدها در آمریکا (بین 1 درصدی که 40 درصد ثروت را کنترل میکنند و سایر شهروندان) اشاره کنند تا 9 اکتبر (17 مهر) تظاهراتهای مشابهی در 70 شهر بزرگ و 600 تجمع در شهرهای مختلف آمریکا ایجاد شد. همچنین در سرتاسر جهان نیز اعتراضهای اشغال برای تقلید از جنبش اشغال وال استریت در 900 شهر سراسر جهان برگزار گردید.
شروع اعتراضها
در اواسط سال 2011م. بنیاد ادبوسترز در نشریهی تبلیغاتی رایگان ضدمصرفگرایی[5]خود، پیشنهاد «اشغال مسالمتآمیز وال استریت» را برای اعتراض به اثرگذاری شرکتها بر روی حکومتهای دموکراتیک که موجب رشد نابرابری ثروت میشوند و نیز نبود عکسالعمل قانونی در پاسخ به بحران مالی جهانی اخیر داد. نمودار زیر روند بدتر شدن توزیع درآمد در آمریکا در سالهای اخیر را نشان میدهد. جالب این جاست که این موضوع دو بار به حداکثر میرسد و آن هم مقارن با بحرانهای بزرگ مالی است.
روند بدتر شدن توزیع درآمد در آمریکا در سالهای اخیر:
![]() پوستر زیر که در ماه جولای منتشر شد، تشویقی برای اعتراضها بود:
![]() The protests began in earnest on September 17, triggered by an Adbusters campaign featuring a provocative poster showing a ballerina dancing atop the famous bronze bull in New Yorks financial district as a crowd of protesters wearing gas masks approach behind her.
Dressed in anarchist black, the battle-ready mob is shrouded in a fog suggestive of tear gas or fires burning. Some are wearing gas masks, others wielding sticks. The posters message seems to be a heady combination of sexuality, violence, excitement and adventure."
این نشریه همچنین در ماه جولای یک تقاضای ساده (درخواست ایجاد یک کمیسیون زیر نظر رییس جمهور برای جدا کردن پول از سیاست) دستور کاری برای آمریکای جدید ارایه نمود و پیروان خود را تشویق به همراهی در اعتراض برای رساندن پیغام خود کرد. آنها استدلال کردند که سیل اعتراضها قدرت منهتن (بخش مالی آمریکا) را کم میکند، بنابراین باید در آن جا خیمه بزنند و به طور مسالمتآمیز مانع آن شوند و وال استریت را اشغال کنند.
روز 17 سپتامبر که تاریخ تصویب قانون اساسی آمریکا است به عنوان روز شروع اعتراض و تظاهرات انتخاب شد و رسانههای اینترنتی نیز به خوبی معترضین را هماهنگ کردند. ابتدا رسانهها توجه چندانی به جنبش نشان نمیدادند ولی به تدریج تعداد معترضان بیشتر شد. در این مرحله پلیس نیز شروع به برخورد با معترضان و دستگیری آنها نمود. روز 15 اکتبر نیز برای انجام تظاهرات سرتاسر جهان تعیین گردید تا در شهرهای مختلف جهان این اعتراضها پیگیری شود.
رهبران اعتراضها
با وجود این که این پیشنهاد ابتدا توسط مجلهی ادبوسترز داده شد ولی جنبش دارای رهبر نبود و به تدریج گروههای مختلفی به این جنبش پیوستند.
اهداف جنبش
اعتراض اصلی این جنبش توزیع نابرابر ثروت یا همان 1 درصد در مقابل 99 درصد است. همچنین بر اساس درخواست مجلهی ادبوسترز که یکی از سازماندهی کنندگان اصلی اعتراضها بوده است، تقاضای اصلی این اعتراضها این است که اوباما یک کمیسیون وابسته به رییس جمهور[6] را برای پایان دادن به تأثیر پول بر نمایندگان مردم در واشنگتن ایجاد کند. بعضی اعتقاد دارد که این اعتراض به دنبال پایان دادن به فساد دولت و تأثیر زیاد کسب و کارهای بزرگ و طبقهی 1 درصدی ثروتمندان بر قوانین و سیاستهای آمریکاست.
البته پیش از این حتی سناتورهای معروف آمریکایی به این مسأله اعتراض داشتند که ایالات متحده را کنگره یا سنا یا رییس جمهور اداره نمیکند، بلکه مؤسسههای بزرگ مالی گردانندگان اصلی هستند و همین جا نقطهی نفوذ یهودیان در سیستم حکومتی آمریکا خود را نمایان میسازد. البته بعضی از رسانهها نیز این جنبش را ضد نظام سرمایهداری خواندهاند.
معترضان، وال استریت را منشأ فساد و جرم میدانند و قدرت سیاسی نامحدود آن را خراب کنندهی امنیت مالی آمریکا، به همین دلیل است که به جنبش وال استریت معروف شده است. معترضان، بانکها و سرمایهداران بزرگ اقتصادی را مسبب وضعیت وخیم اقتصادی موجود میدانند. آنها خود را اکثریتی 99 درصد از طبقهی ضعیف میدانند که توسط 1 درصد سرمایهدار استثمار میشوند. تظاهر کنندگان جنبش والاستریت معتقدند سیستم سیاسی با پول به فساد کشیده شده و حتی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نیز عوامل این 1 درصد سرمایهدار هستند. مشارکت کنندگان در این اعتراضها به تدریج از نظر سنی، نژادی و غیره متنوعتر شدند و احزاب و گروههای مختلف را نیز جذب نمودند.
بررسی روند بازارهای مالی در ماهها و هفتههای اخیر
بررسی شاخص (S&P500) نشان میدهد که از اواسط ماه جولای (اواخر تیر ماه) تا اوایل ماه آگوست، با تنزل رتبهی اعتباری آمریکا و نیز ایجاد بحران در اروپا و ... بازارهای مالی آمریکا با افت شدیدی مواجه گردید. به عنوان مثال این شاخص بیش از 16 درصد ظرف چند روز افت کرد. بعد از آن نوسانات قابل توجه ادامه داشت تا این که در 3 اکتبر، شاخص به 1100 واحد افت کرده است ولی از 3 اکتبر به بعد تا تاریخ 24 اکتبر بازار صعودی بوده و شاخص به 1254 واحد افزایش پیدا کرده است، بنابراین در 21 روز گذشته روند کلی بازار سهام آمریکا مثبت بوده است (رشد حدود 14 درصد).
شاخص «داوجونز» نیز اطلاعات مشابهی را ارایه میکند. از نیمهی دوم ماه جولای تا نیمهی اول ماه آگوست، شاخص، افت شدیدی داشته است. بعد از آن یک دوره نوسانات شدید در شاخص قابل مشاهده است. از 3 اکتبر تا 24 اکتبر (11 مهر تا 2 آبان) نیز این شاخص از 10655 واحد به سطح 11913 واحد افزایش یافته که معادل 11/8 درصد رشد را نشان میدهد، بنابراین حداقل در سه هفتهی گذشته، اعتراضها تأثیر منفی بر بازار سهام آمریکا نداشته است.
اگر تاریخ شروع اعتراضها را 17 سپتامبر در نظر بگیریم، اعداد شاخصها در این دوره به شرح زیر بوده است:
![]() چنانچه مشخص است، پس از شروع این اعتراضها، تمامی بازارها غیر از ژاپن صعودی بودهاند.(*)
پینوشتها:
|
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ساعت 10:12 توسط داودشرافتی فر
|


