کبوتر بی قرار دل

کبوتر دل بی قرار فاصله مشهد الرضا تا مسجد النبی و بقیع را با التهاب طی می کند

گاهی بر بام سقاخانه ی طلایی ماوا می گیرد، گاهی بر گنبد خضرا می نشیند و

گاهی بر زمین بقیع، اما باز هم آرام نمی شود.

رحلت جانگداز حضرت محمد، شهادت کریم اهل بیت و شهادت ثامن الحجج تسلیت باد.

ناامیدی وسوسه شیطان

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد
كه قصد دارد از كار خود دست بكشد
و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد
او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت
این وسایل شامل خودپرستی ، شهوت ، نفرت ، خشم ، آز
حسادت ، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود
ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید
بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد
كسی از او پرسید: این وسیله چیست ؟
شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی ا‌ست
آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است ؟
شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:چون این مؤثرترین وسیله ی من است
هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند
فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم
و كاری را به انجام برسانم
اگر فقط موفق شوم كسی را
به احساس نومیدی ، دلسردی و اندوه وا دارم
می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بكنم . . .من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام
به همین دلیل این قدر كهنه است!

هميشه آدم باشيم

ميلادت مبارك

                                               دوستان عزيز هم دانشگاهي

          ميلاد با سعادت غنچه نشكفته آقا ابا عبدالله الحسين (ع)، كوچكترين سرباز كربلا

                         و نوگل بوستان شهادت حضرت علي اصغر (ع) مبارك

هميشه آدم باشيم

او خواهد آمد

هميشه آدم باشيم

مشاعره

غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است
 
 که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری
 
 با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه
 
هر دو غزل آمده است.
 

غزل امام خمینی(ره)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم


غزل مقام معظم رهبری

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

                                                                                            هميشه آدم باشيم