1. بصیرت یعنی آگاهی از امروز،  ديروز و فردا

فرداى اين كشور، فرداى اين ملت، به احساس مسئوليت امروز شما نيازمند است. احساس مسئوليت كنيد كه چه بشود؟ كه خود را بسازيد؛ از لحاظ علمى بسازيد، از لحاظ ايمان و تقوا بسازيد، بصيرت خودتان را زياد كنيد، آگاهى‌هاى خودتان را نسبت به امروز و ديروز و فردا افزايش بدهيد. ده سال ديگر، دوازده سال ديگر، همه‌ى شما جمعيتى كه اينجا هستيد و نظائر شما در سرتاسر كشور، جوانان تحصيل‌كرده‌اى هستند كه وارد ميدان عرصه‌ى زندگى ملت ايران خواهند شد و بسيارى از شماها مسئوليتهائى در اختيارتان خواهد بود. رؤساى جمهور آينده، وزراى آينده، مديران آينده و برجستگان گوناگون بخشهاى مختلف آينده - آن كسانى كه طراحند، برنامه‌ريزند، متفكرند، تئوريسين اداره‌ى كشور هستند - از ميان شماها پديد مى‌آيند؛ از ميان شماها برميخيزند. اين مديران و اين برنامه‌ريزان، هم بايد عالم باشند، هم به معناى حقيقى كلمه بايد متدين، پاكدامن و بصير باشند. اين نميشود، مگر اينكه شما از حالا خودتان را آماده كنيد.[1]

ملت ايران به خاطر اين‌كه گذشته‌ى خود را با بصيرت نگاه مى‌كند، چشم خود را بر گذشته نمى‌بندد. مسائل تاريخ خود، تاريخ نزديك خود، از صد سال پيش، از پنجاه سال پيش، از سى سال پيش را با دقت نگاه مى‌كند. ملت ايران به اين نتيجه رسيده است كه رژيم استكبار - و در وضع فعلى، رژيم ايالات متحده‌ى امريكا - در طول شايد قريب سى و پنج سال كه در زمان رژيم منحوس پهلوى بر اين كشور تسلط سياسى داشته، به او خيلى بدى كرده است. ملت ايران، اين را فهميده و دانسته و ديده است. دست اينها به خون مردم آغشته است. به اين ملت اهانت كردند، ثروتهاى او را بردند و از رژيم فاسد ضد بشرى - مثل رژيم محمد رضا - حمايت كردند.[2]

2. بصیرت یعنی فهم قضایا و هدف آنها

امروز هم بهترين حرفها، بهترين راهها، بزرگترين درسها، شفابخش‌ترين داروها براى بشريت توى همين مجموعه‌ى امت اسلامى است - اين جور به وجود آمد، گسترش پيدا كرد و ريشه‌دار شد. والا صرف اينكه حق با ما باشد، ما پيش نميرويم؛ حق همراه با ايستادگى. اميرالمؤمنين - بارها من اين جمله را از آن بزرگوار نقل كردم - در جنگ صفين فرمود: «لا يحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر». اين پرچم را كسانى ميتوانند بلند كنند كه اولا بصيرت داشته باشند، بفهمند قضيه چيست، هدف چيست؛ ثانيا صبر داشته باشند. صبر يعنى همين استقامت، ايستادگى، پابرجائى. اين را ما بايد از بعثت درس بگيريم.[3]

اگر يك ملت وقتى به دنبال يك هدفى حركت ميكند، نداند سر راه او چه خطراتى است، چه كمين‌كرده‌هائى هستند، چه بايد كرد در مقابل اينها، خود را رها كند، قيد و بندهاى خود را رها كند، بى‌خيال باشد، ضربه خواهد خورد. همه‌ى ملتهائى كه در جهت يك هدف بزرگى حركت كردند و وسط راه ضربه خوردند و گاهى آنچنان افتادند كه ديگر قرنها بلند نشدند، مشكلشان از همين جا آغاز شد: ندانستند چى در انتظار آنهاست و خود را براى مواجهه‌ى با آن آماده نكردند. درسهاى گذشته اين كمك را به ما ميكند كه راهمان را بفهميم، بشناسيم، كمينها را بشناسيم، كمين‌كرده‌ها را بشناسيم.[4]

در امتحانهائى از قبيل همين حوادثى كه حول و حوش انتخابات پيش آمد - بعد از انتخابات و قبل از انتخابات - ديديم كه در همين زمينه‌‌‌‌‌‌‌ها ضعفها و مشكلاتى داريم. اين حوادث براى ما نعمت بزرگى است؛ از اين جهت كه ضعفهاى خودمان را بشناسيم؛ مثل رزمايشهائى كه نيروهاى مسلح راه مى‌‌‌‌‌‌‌اندازند. رزمايش اصلا براى همين است كه اين يگان نظامى يا اين سازمان نظامى، نقاط ضعفش را پيدا كند. هدفى را ميدهند، فرمان صادر ميشود كه به سمت آن هدف حركت بكنند؛ بعد چشمهاى بصير و بينائى - در همه‌‌‌‌‌‌‌ى رزمايشها اينجور است - مى‌‌‌‌‌‌‌ايستند و از بالاى صحنه، صحنه را نگاه ميكنند. مى‌‌‌‌‌‌‌بينند كه بله، در فلان نقطه، ضعف وجود دارد يا بعضا ناتوانيهاى مزمن وجود دارد. اين براى ما يك رزمايش شد. البته به اختيار خود ما پيش نيامد؛ بر ما تحميل شد؛ اما خوب شد؛ ضعفهاى خودمان را فهميديم. بنابراين اين آرمانها، بالاى سر ماست و بايد به سمت اين آرمانها حركت كنيم؛ آن وقت اين ضعفها برطرف خواهد شد. اين هم يك نكته است.[5]

مهم اين است كه يك انسان، يك مجموعه، ارزيابى و فهم درستى از تحولاتى كه پيرامون او انجام ميگيرد، داشته باشد. از حركتى كه به خيلى از چشمها نمى‌آيد، بينايان و افراد بصير آن را ميفهمند كه در حال انجام گرفتن است؛ اين خيلى مهم است. تحولى كه در انقلاب اسلامى واقع شد، از اين قبيل بود. بعضى آن را نفهميدند؛ تشخيص ندادند. بعضى آن را با يك حركت كور كه اشباه و نظائرش در خيلى از نقاط دنيا اتفاق ميافتد، اشتباه گرفتند؛ آن جورى با آن رفتار كردند. بعضى كاسه‌هاى طمع خودشان را درآوردند تا از اين حادثه، به نفع شخصى خود استفاده‌اى بكنند. اين‌ها همه ناشى از كوته‌بينى بود. انقلاب در درجه‌ى اول تحولى در جامعه‌ى ايرانى بود و در درجه‌ى بعد، در مجموعه‌ى امت اسلامى و سپس، در معادلات كلان جهان سياست. و جغرافياى قدرت را در دنيا - بخصوص در برخى از مناطق دنيا - بكلى عوض و جابه‌جا كرد. يك چنين حادثه‌ى عظيمى بود. امروز اين عظمت دارد نشانه‌هاى خودش را نشان ميدهد. تحولى كه در ايران رخ ميداد، اين بود كه يك نظام بسته‌ى استبدادى و ظالم و زورگو، با سردمداران و رؤسائى دنياطلب، شهوتران، به فكر خود، غافل از انسانيت و انسانها، و از سوئى وابسته، اسير سياستهاى ديگران و مطيع ناگزير قدرتهاى سلطه‌گر را از چنين وضعى بيرون بياورند. تحول اساسى، اين بود. و به يك جامعه‌ى رشيد، آگاه، داراى عزم راسخ، با مردمى داراى قدرت انتخاب و حق انتخاب، با سربلندى و عزت در ميان جامعه‌ى بشرى و اثرگذار بر روى جوامع ديگر تبديل كنند. تحول اصلى، اين بود و اين تحول، اتفاق افتاد.[6]

3. بصیرت یعنی تشخیص و انتخاب درست

در هر انتخابات، با شور تمام و با بصيرت كامل شركت كنيد؛ افراد موردى اعتمادى را كه خودتان مى‌شناسيد يا اشخاص مورد اعتماد آنها را معرفى مى‌كنند و بر صلاحيت آنها شهادت مى‌دهند، آنها را به مجلس خبرگان بفرستيد. اين مجموعه‌ى مورد اعتماد ملت بايد بنشينند و با بصيرت كامل، رهبرى را كه قادر بر اداى تكاليف رهبرى مى‌دانند، انتخاب كنند و به مردم معرفى كنند. هركس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمايت كند؛ اين مانعى ندارد. تبليغات در حد متعارف و بدون اسراف و زياده‌روى، خيلى خوب است؛ اما اهانت، تخريب و بدگويى - اين‌كارهايى كه جزو رسوم زشت بعضى از كشورهاى غربى است - را كنار بگذارند؛ بگذارند مردم در يك فضاى آرام، با تشخيص، با بصيرت و بدون سراسيمگى انتخاب كنند.[7]

مجلس جايگاه بسيار مهمى است؛ خانه‌ى ملت است؛ تجليگاه عزت ملى ماست؛ مى‌تواند عزت اسلامى و عزت ملى ما را به دنيا نشان دهد؛ تأمين‌كننده‌ى منافع عمومى است. با قوانين مجلس است كه مسؤولان مى‌توانند حركت كنند و پيش بروند. مجلس مى‌تواند حافظ امنيت ملى باشد؛ مى‌تواند سد مستحكمى در برابر تعرض دشمنان و طمع‌ورزى بيگانگان باشد. خصوصيات يك مجلس مطلوب اين است. وقتى مردم در انتخابات شركت كنند و با چشم باز و با بصيرت، كسى را كه شرايط لازم را در او مى‌بينند، انتخاب كنند و به مجلس بفرستند، مجلس خواهد توانست چنين نقش بزرگى را ايفا كند. مجلس - همان‌طور كه امام فرمودند - عصاره‌ى فضايل ملت است. وقتى مردم در انتخابات بيشتر شركت كنند، كارآمدى و اعتبار مجلس بيشتر مى‌شود و توان خدمت‌رسانى پيدا مى‌كند.[8]

اين ملت عظيم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه ميكنند به صحنه، ميشناسند صحنه را؛ خيلى چيز بزرگ و مهمى است. اينى كه من عرض ميكنم روز نُه دى در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ ميترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را ميكشند جلو، بمباران تبليغاتى ميكنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگرى است. دشمن حقيقى آنها ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها ايمان و بصيرت ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها همين غيرت دينى جوانهاست كه ميجوشد. يك وقتى هم دندان روى جگر ميگذارند، صبر هم ميكنند، بايد هم بكنند؛ اما يك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آيند توى صحنه.[9]

4. بصیرت یعنی روشن بینی و آمادگی برای حرکت در راه اسلام

ملت عزيز ايران! نمازگزاران عزيز! اين وحدت و اين يكپارچگى و اين تمسك شما به ارزشهاى معنوى، بزرگترين دستاوردى است كه به شما كمك مى‌كند كه بتوانيد در مقابل افزون‌طلبى و زياده‌خواهى و تعدى و تجاوز استكبار ايستادگى كنيد؛ اين را حفظ كنيد؛ اين بسيار ارزش دارد. همين نمازهاى عيد، همين اجتماعات عظيم، همين راهپيمايى‌هاى پرشكوه، همين جوانهاى پرانگيزه و همين ملت آماده‌ى براى حركت، قيام، دفاع و جهاد در راه اسلام، توانسته است به همه‌ى امت اسلامى عزت ببخشد. عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسك به همين وحدت، همين يكپارچگى، همين بصيرت و روشن‌بينى است.[10]

خوب، جمهورى اسلامى هويتى غير از هويت مردم و ايمان مردم و عزم مردم كه ندارد. امروز هم همين جور است. ما كسى نيستيم، ما چيزى نيستيم؛ خداى متعال به وسيله‌ى اين مردم و اين دلهاست كه اين نظام را حمايت ميكند؛ »هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين«.[11] خداوند متعال به پيغمبرش ميفرمايد كه پروردگار، تو را به وسيله‌ى مؤمنين يارى كرد. جمهورى اسلامى امروز هم همين جور است، آن روز هم همين جور بود. ما وسيله‌ى ديگرى نداريم؛ وسيله، همين ايمانهاى مردم است كه از هر سلاحى كارآمدتر است، از هر وسيله‌اى مؤثرتر است. آن روز هم همين جور بود. مردم آمدند اين توطئه‌ها را جارو كردند. البته يك توطئه كه جارو شد، معنايش اين نيست كه توطئه تمام شد؛ خوب، دشمن بيدار است؛ يك بازى ديگرى، يك توطئه‌ى ديگرى، يك ماجراى ديگرى. مردم كه بيدار بودند، فرقى نميكند؛ صد تا توطئه هم كه بياورند، مردم در مقابلش مى‌ايستند و حركتشان را هم ادامه ميدهند. حركت عظيم ملت ايران متوقف نميشود؛ هم پيش ميروند، هم در عين حال با معارضه‌ها، با دشمنى‌ها و با مزاحمتها مقابله ميكنند. اين وضعى بوده است كه در اين سى سال وجود داشته است.[12]

بزرگترين ثروت براى يك نظام همين است كه مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند اين حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپيمائى حكومتى! بى عقلها نفهميدند كه با اين حرف دارند حكومت را تعريف ميكنند؛ دارند از حكومت تمجيد ميكنند. اين چه حكومتى است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (يكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه اين حركت عظيم راه افتاد - ميتواند يك چنين بسيج عظيم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور ديگر، كدام حكومت ديگر چنين قدرتى دارد؟ قوى‌‌‌‌ترين حكومتهاى دنيا و ثروتمندترينشان - كه ولخرجى‌‌‌‌هاى زيادى هم براى جاسوس پرورى و خرابكارى و تروريست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نميتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توى خيابانهاى شهرشان يا كشورشان. چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، اين خيلى حكومت مقتدرى است؛ پس خيلى حكومت قوى‌‌‌‌اى است كه اينجور امكان بسيج را دارد. اما حقيقت غير از اين است؛ حقيقت اين است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه يكى اند - مسئولين حكومت، از شخص حقير اين بنده گرفته تا ديگران، هر كدام قطره‌هائى هستيم در اقيانوس عظيم اين ملت. رحمت خداوند بر روان پاك امام بزرگوارمان كه سلسله‌‌جنبان اين حركت عظيم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاك شهداى عزيزمان كه آنها بودند كه پيشروان و سابقون اين حركت عظيم بودند، كه «و السّابقون السّابقون. اولئك المقرّبون»؛[13] اينها هستند كه راه را باز كردند، هموار كردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزيز، بر شما جوانان عزيز، كه اينجور بصيرت و آمادگى را از خودتان نشان ميدهيد و دشمن را از دست اندازى به كشورتان و نظامتان و انقلابتان مأيوس ميكنيد. خداوند ان شاءاللَّه يار و نگهدار شما باشد.[14]

5 ـ بصیرت یعنی قدرت تحلیل

در خودتان بصيرت ايجاد كنيد. قدرت تحليل در خودتان ايجاد كنيد؛ قدرتى كه بتوانيد از واقعيتهاى جامعه يك جمعبندى ذهنى براى خودتان به‌وجود آوريد و چيزى را بشناسيد. اين قدرت تحليل خيلى مهم است. هر ضربه‌اى كه در طول تاريخ ما مسلمانان خورديم، از ضعف قدرت تحليل بود. در صدر اسلام هم ضرباتى كه خورديم، همين‌طور بوده كه حالا اينها بحثهاى تفسيرى زيادى دارد. در دوره‌هاى گوناگون ديگر هم همين‌طور است. نگذاريد كه دشمن از بى‌بصيرتى و ناآگاهى ما استفاده كند و واقعيتى را واژگونه در چشممان جلوه دهد.[15]

اينجانب، با اعتماد و اطمينان به هوشيارى و قدرت تحليل كه بحمدالله به بركت انقلاب در ميان اقشار مردم ما رايج است، لازم مى‌دانم اعلام كنم كه برخلاف ادعا و ميل سخنگويان استكبار، خطوط اصلى سياست خارجى جمهورى اسلامى - كه پايه‌ى عمده‌ى آن، اصل «نه شرقى و نه غربى» است - تغيير نيافته و هرگز هم قابل تغيير نيست و جنجال هوچيگرانه‌ى دشمنان قادر نيست دولت و ملت ايران اسلامى را از راهى كه با بصيرت انتخاب كرده و با معرفت پيموده است، منحرف سازد.[16]

من از سابق مكرر گفته‌ام كه اگر ملتى قدرت تحليل خودش را از دست بدهد، فريب و شكست خواهد خورد. اصحاب امام حسن، قدرت تحليل نداشتند؛ نمى‌توانستند بفهمند كه قضيه چيست و چه دارد مى‌گذرد. اصحاب اميرالمؤمنين، آنهايى كه دل او را خون كردند، همه مغرض نبودند؛ اما خيلى از آنها - مثل خوارج - قدرت تحليل نداشتند. قدرت تحليل خوارج ضعيف بود. يك آدم ناباب، يك آدم بدجنس، يك آدم زبان‌دار پيدا مى‌شد و مردم را به يك طرف مى‌كشاند؛ شاخص را گم مى‌كردند. در جاده، هميشه بايد شاخص مورد نظر باشد. اگر شاخص را گم كرديد، زود اشتباه مى‌كنيد. اميرالمؤمنين مى‌فرمود: اول، بصيرت، هوشمندى، بينايى، قدرت فهم و تحليل، و بعد صبر و مقاومت و ايستادگى. از آنچه كه پيش مى‌آيد، انسان زود دلش آب نشود. راه حق، راه دشوارى است.[17]

تحليل حوادث جارى كشورمان تحليلى نيست كه از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اينها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به كشور ماست، كه البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم اين است كه استكبار لنگى كار خود را از اينجا مى بيند؛ و اين نشان ميدهد كه يك ملت و يك مجموعه‌‌‌‌‌ى انسانى چه نقشى ميتواند ايفاء كند. اينى كه امام بزرگوار ما هى خطاب ميكرد به امت اسلام، با توجه به اين حقيقت است. يك ملت وقتى بيدار ميشود، اينجور ميتواند همه‌‌‌‌‌‌ى محاسبات استكبار را به هم بريزد. كارخانه‌‌‌‌اى كه آنها درست كردند، خط توليدى كه براى به ثمر رساندن اهداف استكبارىِ خودشان به وجود آوردند، اين خط توليد را بيدارى يك ملت اينجور كُند يا متوقف ميكند. اگر همه‌‌ی ملتهاى مسلمان بيايند توى ميدان، چه ميشود! اگر همه‌‌‌‌ى ملتهاى مسلمان همين بصيرت را، همين آمادگى را، همين حضور را پيدا كنند، چه اتفاقى در دنيا مى افتد! از اين ميترسند. ميخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى ديگر نرسد. ميخواهند كارى كنند كه ملتهاى ديگر نفهمند تأثير بيدارى و بصيرت يك ملت در حوادث عالم چقدر است.[18]

6 ـ بصیرت یعنی دفاع از حقیقت با تمام وجود

دفاع هم هميشه، با آلات قهريه نيست؛ با مشت نيست، با تفنگ نيست. گاهى دفاع، با فهميدن است. گاهى دفاع، با زبان است. گاهى دفاع از حقيقت، با حضور در جايى است. شايد يكى از بزرگترين خدماتى كه انقلاب به ملت ايران كرد، اين بود كه ذهنها را باز كرد، ذهنها را سياسى كرد، چشمها را باز كرد، و همه را با مسائل كشور آشنا كرد. اين آشنايى و اين بصيرت، بايد روزبه‌روز بيشتر و زيادتر شود. اگر اين بشود، دشمن هيچ‌كارى نمى‌تواند انجام دهد. شما بدانيد مسؤولين كشور، همه آماده هستند براى اين‌كه وظايف خودشان را به بهترين وجهى انجام دهند.[19]

ما يك حرف حقى داريم، پاى آن حرف حق ايستاده‌ايم؛ ما گناهى نكرده‌ايم. ما ميخواهيم ملتى باشيم كه قدرتمندان دنيا بر ما مسلط نباشند؛ خودمان اداره‌ى امور خودمان را به عهده بگيريم. ما ميخواهيم ملتى باشيم پويا، حركت كننده‌ى به جلو. ما ميخواهيم ملتى باشيم كه مسلمانى را در عمل - نه فقط در ادعا - ثابت كنيم؛ به احكام الهى عمل كنيم. ما ميخواهيم جامعه‌ى ما جامعه‌ى مسلمان باشد، جامعه‌ى اسلامى باشد. ما نميخواهيم بافته‌ها و پندارهاى متفكرين مادى را، سياستمداران غربى را در زندگى خودمان به عنوان دستورالعمل بپذيريم؛ ما ميخواهيم حكم خدا را بپذيريم. اين جرم است؟

 اين را هم فهميده‌ايم كه اگر بخواهيم مسلمان زندگى كنيم، بايد قدرتمند باشيم تا بتوانيم از خودمان و از هدفمان و از عقايدمان در مقابل دشمن دفاع كنيم. بايد قدرتمند باشيم تا بتوانيم از حقوق كشورمان، از حقوق ملتمان - به عنوان يك ملت - از حقوق خودمان دفاع كنيم؛ ما دنبال اين هستيم. اينها جرم است براى يك ملت؟ پس حرف ما حق است. پاى اين حق هم ايستاده‌ايم. اين را هم معتقديم كه آن وقتى كه حق با باطل درگير و روبه‌رو شود، اگر اصحاب حق راست بگويند پاى حق بايستند، قطعاً باطل شكست خواهد خورد. تجربه هم كرده‌ايم همين جور است. ما در طول اين سى سال تجربه كرده‌ايم: ايستاديم، پيش رفتيم. هر جا كه مى‌بينيد يك عقب‌نشينى‌اى انجام گرفته است، يك ناكامى‌اى پيش آمده است، به خاطر اين است كه در استقامت ما سستى پيدا شده بود. هر جا استقامت كرديم، پيش رفتيم. بعد از اين هم همين جور خواهد بود.[20]

همين قضيه در محرّم اتفاق افتاده است به شكل عملى؛ يعنى امام حسين (عليه الصّلاة و السّلام) هم براى بيان حقيقت، روشنگرى در طول تاريخ، عزيزترين عزيزان خود را برميدارد مى‌آورد وسط ميدان. امام حسين (عليه‌السّلام) كه ميدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زينب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزيز خود را آورد. اينجا هم مسئله، مسئله‌ى تبليغ دين است؛ تبليغ به معناى حقيقى كلمه؛ رساندن پيام، روشن كردن فضا؛ ابعاد مسئله‌ى تبليغ را اين جورى ميشود فهميد كه چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناكثا لعهداللَّه ... و لم‌يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقّا على اللَّه ان يدخله مدخله»؛ يعنى وقتى او دارد فضا را به اين شكل آلوده ميكند، خراب ميكند، بايد يا با فعل يا با قول آمد روشنگرى كرد. و امام حسين (عليه‌السّلام) اين كار را انجام ميدهد، آن هم با اين هزينه‌ى سنگين؛ عيالات خود، همسران خود، عزيزان خود، فرزندان اميرالمؤمنين، زينب كبرى، اينها را برميدارد مى‌آيد وسط ميدان.[21]

7 ـ  بصیرت یعنی جدایی از عوام زده گی

جزو «عوام» قرار نگرفتن، بدين معنا نيست كه حتما در پى كسب تحصيلات عاليه باشيد؛ نه! گفتم كه معناى «عوام» اين نيست. اى بسا كسانى كه تحصيلات عاليه هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. اى بسا كسانى كه تحصيلات دينى هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. اى بسا كسانى كه فقير يا غنى‌اند؛ اما جزو عوامند. عوام بودن، دست خود من و شماست. بايد مواظب باشيم كه به اين جرگه نپيونديم. يعنى هر كارى مى‌كنيم از روى بصيرت باشد. هر كس كه از روى بصيرت كار نمى‌كند، عوام است. لذا، مى‌بينيد قرآن درباره‌ى پيغمبر مى‌فرمايد: «ادعوا الى‌الله على بصيرة انا و من اتبعنى.»(74) يعنى من و پيروانم با بصيرت عمل مى‌كنيم، به دعوت مى‌پردازيم و پيش مى‌رويم. پس، اول ببينيد جزو گروه عواميد يا نه. اگر جزو گروه عواميد، به سرعت خودتان را از آن گروه خارج كنيد. بكوشيد قدرت تحليل پيدا كنيد؛ تشخيص دهيد و به معرفت دست يابيد.[22]

خطاهائى در معارضين جمهورى اسلامى بود، كه تا هر وقتى كه اين خطاها وجود داشته باشد، كارهائى كه بكنند، ممكن است به مردم آزار و اذيتى وارد كند، اما بيشتر به ضرر خودشان است: يكى اين است كه معارضين جمهورى اسلامى غالباً خود را از مردم بالاتر دانسته‌اند. خطاى دوم اين است كه به دشمنان اين مردم اميد بستند، دل بستند. اين، دو تا اشتباه بزرگ است. وقتى از مردم خودشان را بالاتر دانستند، لازمه‌اش اين ميشود كه اگر مردم در يك حركت قانونى يك اقدامى كردند، يك چيزى را خواستند، يك چيزى را نخواستند، انتخابى كردند، عملى انجام دادند، اينها بگويند نه؛ مردم، عوام بودند؛ اين عوامگرائى است، اين پوپوليزم است؛ ما اين را قبول نداريم. خود را از مردم بالاتر دانستن، اينجا ظاهر ميشود. ادعا ملاك نيست كه بگويند ما مردمى هستيم؛ در عمل بايد مردمى بود.[23]

8 ـ بصیرت یعنی شناخت لحظه ها

لحظه را بايد شناخت، نياز را بايد دانست. فرض بفرمائيد كسانى در كوفه دلهاشان پر از ايمان به امام حسين بود، به اهل‌بيت محبت هم داشتند، اما چند ماه ديرتر وارد ميدان شدند؛ همه‌شان هم به شهادت رسيدند، پيش خدا هم مأجورند؛ اما كارى كه بايد بكنند، آن كارى نبود كه آنها كردند؛ لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن كار را انجام ندادند. اگر كارى كه توابين در مدتى بعد از عاشورا انجام دادند، در هنگام ورود جناب مسلم به كوفه انجام ميدادند، اوضاع عوض ميشد؛ ممكن بود حوادث، جور ديگرى حركت بكند. شناسائى لحظه‌ها و انجام كار در لحظه‌ى نياز، خيلى چيز مهمى است. مشكل برخى از افراد و مجموعه‌ها اين است؛ بى‌ايمان نيستند، بى‌شوق و بى‌محبت هم نيستند؛ اما لحظه‌شناس نيستند.

دلائل زيادى هم براى اين هست؛ آخرى‌اش همين نهم دى است؛ قبلش - ده سال قبل از اين - 23 تير است؛ آن روز هم نياز لحظه‌ها بود؛ اين يك كار متعارف و معمولى نبود. راهپيمائى مردم در بيست و دوى بهمن با همه‌ى عظمتى كه دارد - كه حالا عرض خواهم كرد - يك كار متعارف است، يك كار روان‌شده است، شناخته‌شده است، متوقع است كه انجام بگيرد و انجام ميگيرد؛ اما بيست و سه‌ى تير در سال 78، يك كار متعارف نبود، يك كار متوقع نبود؛ اهميت داشت كه اين مجموعه بداند و بفهمد كه اين كار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد. كار نهم دى ماهِ امسال هم همين جور بود. شناختن موقعيت، فهميدن نياز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نياز؛ اين اساس كار است كه مؤمن بايد اين را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن كارى را كه بايد انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبليغات اين خصوصيت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ى اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف كه قله‌هائى را در تاريخ ما به وجود آورد. يكى از اين قله‌هاى فراموش نشدنى، همين نهم دى امسال بود.[24]

هر سال نوزدهم دى را همه‌‌‌ى ملت ايران، بخصوص مردم عزيز و بابصيرت قم، همچون يك مقطع تاريخىِ گويا و زباندار، به رخ مستكبران عالم ميكشند. جا هم دارد؛ حقيقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن كشيدنى است. اين حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصيرت در اين حادثه موج ميزند، هم موقع‌‌‌‌‌‌شناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداكارى؛ اينها ابعاد اين حادثه‌‌‌ى عظيمى است كه در نوزدهم دى سال 56 - يعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پيوسته است. از طرف ديگر، همين حادثه، مبدأ يك تحول، يك حركت، يك جريان عظيم و جهتدارى در ملت ايران شد. پس حادثه، حقيقتاً حادثه‌‌‌‌ى مهمى است. آن روز هم تأثير گذاشت؛ امروز هم كه شما ياد آن حادثه را و ياد شهداى روحانى و غير روحانىِ آن حادثه را گرامى ميداريد، باز تأثير ميگذارد؛ درس ميدهد، بصيرت ميدهد و جهت حركت را به ما نشان ميدهد. روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند.[25]

9 ـ بصیرت یعنی برجسته کردن شاخصها و نشان دادن معالم الطریق

بايد شاخص ايجاد بشود؛ مايز، شاخص سازى، معالم‌الطريق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد كه نشان بدهد راهِ فلان جا از كجاست، طرف راست است يا طرف چپ است، اين سير كننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص بايد معيّن كرد، انگشت اشاره را بايستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنيائى كه اساس كار دشمنان حقيقت بر فتنه‌سازى است، اساس كار طرفداران حقيقت بايست بر اين باشد كه بصيرت را، راهنمائى را، هرچه ميتوانند، برجسته‌تر كنند و اين شاخصها را، اين مايزها را، اين معالم‌الطريق را بيشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، كه مردم بفهمند، تشخيص بدهند و گمراه نشوند.[26]

 


 

 

 



[1] . ديدار جمعى از دانش‌آموزان و دانشجويان در آستانه‌ى سالروز سيزده آبان 8/8/1387

[2] . بيانات در اجتماع نيروهاى شركت‌كننده در مانور عظيم طريق‌القدس 3/2/1376

[3] . ديدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) 9/5/1387

[4] . دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6/11/1388

[5] . بيانات در ديدار جمعى از شعرا 14/6/1388

[6] . بيانات در ديدار فرماندهان و كاركنان نيروى هوائى ارتش 19/11/1387

[7] . خطبه‌هاى نماز عيد سعيد فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي 2/8/1385

[8] . بيانات در اجتماع بزرگ مردم قزوين 25/9/1382

[9] . بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى 19/10/1388

[10] . بيانات در خطبه‌هاى نماز عيد سعيد فطر 24/8/1383

[11] . سوره مبارکه انفال آیه 62

[12] . دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6/11/1388

[13] . سوره واقعه آيات 10 و 11؛ «و سبقت گيرندگان مقدمند. آنانند همان مقربان [خدا]»

[14] . بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى 19/10/1388

[15] . بيانات در دومين روز از دهه‌ى مباركه‌ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان) 13/11/1377

[16] . پيام به مناسبت دومين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى(ره) 13/3/1370

[17] . سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‌ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370

[18] . بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى  19/10/1388

[19] . بيانات در جمع بسيجيان به مناسبت هفته‌ى بسيج 5/9/1376

[20] . دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6/11/1388

[21] . بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون 22/9/1388

[22] . بيانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) 20/3/1375

[23] . دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6/11/1388

[24] . ديدار با اعضای شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى 29/10/1388

[25] . بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى 19/10/1388

[26] . بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون 22/9/1388