جریانهای عصر ظهور
سعی در تبلیغ و توجیه شیطان پرستی و محو توحید نموده است .این جریان شیطانی پس از شکست در محورهای "اقتصاد" و "سیاست" به جنگ گسترده رسانه یی از طریق "دجال" ، رسانه ی قوی و همه گیر خود روی می آورد و اینجا دقیقا نقطه رویاروئی جریانهای الهی و شیطانی ظهور است؛ از یکسو ولی الله به ظهور خویش نزدیک میشود و از سوی دیگر شیطان از طریق دجّال جهانگیر شده و در پی ظهور نهائی خویش است .این آوردگاه عظیم در هر دو سو متکی به عقبه های متعدد با فرماندهی واحد است و گوئی آنچه در صحنه عیان جهان، روی میدهد در مرکز فرماندهی طرفین برنامه ریزی و عملیاتی میگردد و رسانه های طرفین صرفا بیانگر و ظهور بخش آن فعالیتهای نامرئی طرفین هستند...
جریانهای عصر ظهور
بسم الله الرحمن الرحیم
قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ في فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ في سَبيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ
يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ في ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ آل عمران13
جریان چیست؟
در لغت و اصطلاح رایج جریان به معنای تکرار امر واحد و حرکت مداوم و هدفدار میباشد اما از دیدگاه کلان نگر، هر فرد، گروه یا واحدی که "صاحب اندیشه و فکر"، دارای "نماد و پرچمدار مشخص" و همچنین "قدرت اثر گذاری بر غیر" را داشته باشد، جریان نامیده میشود . در تاریخ اسلام جریانهای فکری، فقهی و سیاسی مختلفی وجود داشته اند که در هر دو جناح حق و باطل موثر بوده اند لکن بنابر ادبیات قرآنی و روائی ما به "آل" ، "بنی" ،"قوم"، "فئة"، "ملأ" و "امة" نامیده شده اند . بر این اساس میتوان گفت هر فرد یا گروهی که صاحب اندیشه منسجم و هدفداری باشد و برای حضور در جامعه نماینده و شاخصی تعیین کند تا با اثرگذاری مداوم، به اهداف خود نائل شود "جریان" نامیده میشود .
جریانهای مهدوی
جریانهای "خراسانی"، " یمانی" و "شعیب بن صالح" در یک سمت این کارزار و با هدفی مشترک اما راهبردها و سازوکارهای مختلف حضور دارند. هر یک از جریانهای سه گانه الهی عصر ظهور در ساختاری مستحکم و تقوابنیان، وظایف ستادی و عملیاتی متعددی را به عهده دارند و گذشته از ویژگیهای اصلی اعتقادی-سیاسی در محورهای مختلفی علیه "حزب الشیطان" صف آرائی نموده اند .
جریان سید خراسانی
"جریان سید خراسانی" در پی قیام سید قمی و بعنوان رهرو و جانشین آن عهده دار تکامل حرکت نهضت الهی او و زمینه ساز ظهور کبرای امام عصر علیه السلام است. ویژگیهای اصلی این جریان نورانی عبارتند از
تئوری سازی
زمینه سازی
استقرار
جریان سید یمانی
"جریان سید یمانی" در نوک پیکان تقابل با کانون جریانهای شیطانی و متکی به ایمانی قوی و عهده دار حرکتی فرامذهبی و فراقومیتی برای آخرین زمینه سازیهای ظهور کبراست. مهمترین ویژگیهای این جریان مهدوی از این قرارست :
عمل گرائی
جهادی
و شناور بودن
جریان شعیب بن صالح
"جریان شعیب بن صالح" عهده دار ایجاد امید به ظهور در قلوب مستضعفان و مجری تئوریهای آخرالزمانی در بسط عدل با نگرشی جهانی و رویاروئی با جریانهای شیطانی خصوصا "دجال" است و ظهور این جریان در اوج ناباوری و از دست رفتن امید به ظهور منجی و بیم شکست همه جریانهای نورانی ظهور است لذا فراتر از نظریه پردازیهای رایج، عمل گرا می باشد. مهمترین خصال این جریان مهدوی نیز عبارتست از:
رعب آفرینی
جهان شمولی
انفجاری
البته با توجه مشخصات عدیده و منحصر به فرد برای شعیب بن صالح ممکن است این شائبه ایجاد شود که او صاحب جریان خاص و تابلوداری نیست و صرفا به عنوان فردی موثر در واپسین سالهای ظهور قیام مینماید اما با توجه به نگاه جهانی او و تاثیرات شگرف منطقه ای و جهانی و همچنین قدرت ایجاد اتحاد بین قوای سید خراسانی و دیگر یاوران ظهور، میتوان نتیجه گرفت او نیز همچون سید خراسانی در سالیان متمادی پیش از درخشش خویش مبادرت به ایجاد جریانی قوی نموده است .
جریانهای شیطانی
جریانهای شیطانی عصر ظهور نیز به ترتیب اهمیت نقشهای متفاوت، با هدفی واحد را ایفا مینمایند. جریانهای "سفیانی" ، "نفاق" و "یهود" در سمت دیگر کارزار نهائی قرار دارند تا با رهبری شیطان، دشمنی دیرینه اش با ولی الله را به پیروزی موهوم خویش منتهی سازند.
جریان یهود
"جریان یهود" به عنوان دشمن ترین دشمنان اسلام در کنار مشرکین به عداوتی آشکار با مبانی فکری و روشهای حکومتی اسلام مبادرت ورزیده و با توجه به شیطان پرستی خود، در سدد محو اندیشه توحیدی و متکفل نمادگرائی و پوچ انگاریست. این جریان سرمنشاء گسترش افکار الحادی و خوراک حرام در جامعه انسانی بوده و حتی الامکان از طریق ظواهر دینی ریشه دین حقیقی را میخشکاند تا پس از آن منکر ظواهر دین و رسالت و وحی گشته و به جنگ علنی با خدا روی آورد .
مقابله با توحید و ترویج شرک اباحیگری و پلورالیسم دروغین اخلاق ستیزی و لذت محوری با هدف "نفی دین واحد" و "اسلام هراسی عمومی" و برای "برقراری بزرگترین دیکتاتوری جهان" به رهبری مستقیم شیطان(ابلیس) ، نقشهای اصلی جریان یهود است
جریان نفاق (یهود امت)
"جریان یهود امت"2 قائل به سلطنت در مقابل ولایت بوده و سست ایمان و منافق است . متکی به محافظه کاری و سازش در هنگامه جهاد و سختی بوده و قرآن و روایات را با تفسیر به رای از کارائی می اندازد. مهد ظهور این جریان انحرافی، هنگامه تشکیل حکومت اسلامی و با هدف ولایت ستیزی و کثرت گرائی می باشد .
استحاله اعتقادی ایجاد خلل در اراده منتظران و از بین بردن امید با هدف "ایجاد تاخیر در ظهور" از مهمترین وظایف جریان "نفاق" یا همان "یهود امت اسلامی" است که از طریق اختلاف افکنی سکولاریزه سازی حکومت و جامعه اسلامی و افراط در اخباری گری جامه عمل میپوشاند.
جریان سفیانی
"جریان سفیانی" جریان خشونت گرا و بی منطق و مخالف هر نوع اندیشه و همگرائی ست . در طول تاریخ اسلام بلافاصله پس از تشکیل حکومت اسلامی و یا در مواقعی که امید پیروزی جبهه فرهنگی حق میرفته، ظهور پیدا کرده است . این جریان قدرت را منشاء برتری دانسته و صرفاً پیروزی را در تصاحب مناسب حکومتی و دنیائی میداند. شدیداً تجمل گراست و هیچ اعتقادی به خدا و معنویت ندارد و میکشد تا زنده بماند .
سازشکاری با کفار
بدعتگذاری در دین
سلفیگری
خشونتگرائی
نیز از جمله مهمترین وظایف محوله یهود به این جریان میباشد و شاید مهمترین ویژگی این جریان شیطانی همپیالگی با جریان نفاق و یهود امت اسلامی به جهت شباهت افکار و اعمال و فریبندگی هر دو جریان است .
پیش از نتیجه گیری از مباحث فوق اشاره به این نکته نیز ضروریست که در کنار این جریانهای اصلی، برخی افراد متنفذ که موفق به ایجاد جریان نمیگردند و همچنین خرده جریانهائی در هر دو سوی کازار حضور دارند که هریک به سهم خویش در این رویاروئی بزرگ نقشی ایفا مینمایند که " نفس زکیه" (3) " سید حسنی عراق" (4) "عوف سلمی"، "عبدالله دشمن سفیانی"(5)، "ابقع"، "اصهب"، "شیصبانی"، "عبدالله حجاز"، "دائیان سفیانی"، "صاحبان پرچمهای سیاه" از شاخص ترین آنهاست .
ادامه دارد.......