«فقط به آرایش آدم‌هایی که برایت متن دفاعیه را نوشتند، دقت کن. آن‌ها مستقیم و صریح، حرف‌های خودشان را توی دهان شما گذاردند. منظم و طبق برنامه، با هدایت همان سوت و کف و هورا، شما را به راهی انداختند که می‌خواستند. آن‌ها خود شهامت فحش دادن به مقدسات این انقلاب را نداشتند، پس این مأموریت را از حنجره‌ی شما بیرون کشیدند. کی فکر می‌کرد شما، یک روز پیش آمریکا و اسراییل سرخم کنی؟»
«از هوادارانت! مرد می‌خواهم که در برابر سوت و کف و هورای ممتد و مکرر، دست و دلش نلرزد و اراده‌ی خودش را مهار کند. شما از زندان که بیرون رفتی، من باب امتحان، در یکی از آن مجالس داغ و فحش آلودت، یک‌بار و فقط یک‌بار، از ذات استکباری آمریکا بگو. اگر همان هواداران هوراکشت گذاشتند به حرفت ادامه بدهی! جوری اخم و پچ پچ می‌کنند که فوراً برگردی به همان مسیر مشخص. در حقیقت آن‌ها شما را با سوت و کفشان دقیقاً به راهی می‌برند که می‌خواهند.»