آپاراتی در خط مقدم (طنز)
|
در خط حلبچه با آمبولانس بدون زاپاس رانندگی می کردم، یکی از لاستیکها پنچر شد. رفتم واحد بهداری و به یکی از برادران گفتم: آپاراتی این نزدیکیها نیست؟ مکثی کرد و گفت: چرا ،لاستیک را باز کن ببر آن طرف خاکریز (منظورش محل استقرار نیروهای عراقی بود) به یک دو راهی می رسی، بعد دست چپ صد متر جلوتر سنگر فرماندهی است. برو آنجا بگو مرا فلانی فرستاده، پسر خاله ات! اگر احیانا قبول نکرد با همان لاستیک بکوب به مغز سرش ملاحظه من را نکن. |
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ ساعت 9:57 توسط داودشرافتی فر
|